آیا میتوانیم در دنیای مدرنمان و به دور از سروصدای زندگی شهری مدرن از نقل قولهای قدیمی و عطیقه سقراط در مورد خرد، خوداندیشی، دانش و خطرات نادانی درسهایی ارزشمندی بیاموزیم؟
اگر خود را یک مشتاق دانستن و تفکر میدانید، وقت آن رسیده که از معروفترین مرواریدهای خرد سقراط استفاده کنید. خدمت او به ما علاوه بر اینکه یکی از مشهورترین فیلسوفان یونان بود، این بود که فلسفه و تفکر در غرب را نیز به اوج جدیدی رساند.
فراتر از آن، سقراط یک نابغه مرموز بود که فلسفه را برای همیشه تغییر داد. آموزههای او برای قرنها تخیل مردم را تسخیر کرده است و همچنان الهامبخش میلیونها نفر از همه جنبههای زندگی امروزی است. دلیل؟ او متوافت از هر کس دیگری از پرسشگری استفاده کرد. چند جمله معروف این آتنی باستانی چیست؟
تنها حکمت واقعی این است که بدانی هیچ چیز نمی دانی
سقراط به دلیل تلاش بی وقفه اش برای دانش و تمایلش برای زیر سوال بردن همه چیز شناخته شده بود - حتی چیزهایی که بیشتر مردم بدیهی می دانستند. او می دانست که دانش راکد نیست و در طول زمان تکامل یافته و می یابد.
بسیاری ادعا میکردند و می کنند که دانا هستند - حکیم و غیره - اما سقراط با تواضع مشخص خود میدانست که خرد از جمع کردن و حفظ کردن حقایق و واقیت های روزمره به دست نمیآید. بلکه از درک و دانستن محدودیت های خودمان در تفکر و رفتار مشخص و ایجاد میشود.
برای مثال:
کسی را تصور کنید که متقاعد شده است که همه چیز را در مورد موضوع یا چیزی می داند. ممکن است از خودش راضی شود و فکر کند که درک کاملی از جهان دارد. این نوع رضایت می تواند وی را از یادگیری و رشد بیشتر باز دارد.
با این حال، کسی که فقدان دانش خود را تصدیق و درک میکند، تمایل به ایدهها و دیدگاههای جدید خواهد داشت، زیرا میداند که همیشه چیزهای بیشتری برای یادگیری و دانستن و کشف وجود دارد.
سقراط به این مشهور بود که میگفت فقط به این دلیل عاقل است که میدانست هنوز در مقایسه با آنچه که میتوانست بداند، چقدر کم میدانست - و نه تنها دانسته های خودش، بلکه تمام علم و آگاهی دیگران نیز در مقایسه با کل آنچه که میتوان فهمید بازهم کم و ناچیز است.
این تمایل به زیر سوال بردن همه چیز و اعتراف به ندانستن، شما را برای رشد و کشف واقعی فکری آماده می کند. و این فقط به دنبال روشنگری و روشنفکری شخصی بودن نیست. بلکه در مورد تعاملی فروتنانه با افراد دیگر هنگام به اشتراک گذاشتن ایده ها یا بحث با آنها است و استفاده از دیدگاه و دانسته های ایشان.
درک اینکه چقدر خودمان را کمی می شناسیم باعث می شود هنگام گوش دادن به دیدگاه ها و نظرات مختلف، پذیرای درک و فهم بیشتری باشیم (چراکه مهم نیست هر فردی چقدر در مورد موضوع خاصی می داند، چیزهای بی پایان دیگری وجود دارد که نمی داند).
انجام این کار فضایی را برای گفتگو و تبادل افکار و اندیشه ها ایجاد می کند - و این از نشانه های مهم فرهنگی یک جامعه مدرن است که کنجکاوی و رشد فکری را تشویق کند.